|
کاش هیچ خورشید عشقی غروب نمیکرد!!!
|
ای یاران بی وفا
از غم بیاموزید وفا
غم با همه بیگانگی
هر شب به من سر میزند![]()
لاله از سوز عطش بنهاده سر بر روی خاک
ابر بی انصاف را بنگر که بر دریا گریست
من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی
از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی
دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی
ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی
مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی
جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی
ميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی
ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی
دل من سوی تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيری
بوســــه ات جان بفزايـد ، بدهی يـا بستانی
جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی
شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی
|
در همه عالم وفاداری کجاست
|
|
غم به خروارست غمخواری کجاست |
|
درد دل چندان که گنجد در ضمیر
|
|
حاصلست از عشق دلداری کجاست |
|
گر به گیتی نیست دلداری مرا
|
|
ممکن است از بخت دلباری کجاست |
|
اندرین ایام در باغ وفا
|
|
گر نمیروید گلی خاری کجاست |
|
جان فدای یار کردن هست سهل
|
کاشکی یار بسی یاری کجاست | |
|
در جهان عاشقی بینم همی
|
یک جهان بیکار با کاری کجاست |
چي ميشد گر دل اشفته ي من به شهر چشماي تو عادت نميكرد
پرستوي نگاهت ناگهان از دل اشفته من هجرت نميكرد
چه ميشد اولين روزه جدايي برايم تا قيامت شب نميشد
وجود پاك و سرشار از اميدم گرفتار سكوت شب نميشد
چه ميشد ميتوانستم برايت غزل هاي بگويم عاشقانه
و يا در اخريم مصرع شعرم بگيرم از وجودت يك نشانه
چه ميشد زير باران نگاهت , گل نيلوفري را ديده بودم
و يا از باغ همسايه شبانه گل مريم برايت چيده بودم
چي ميشد زير سقف نيلي شب كنارم عاشقانه مينشستي
نميگفتي
مسافر هستي
امشب تو بغض خسته ام را ميشكستي
بنام شقایق گل دوستی می نویسم تا بماند یادگاری چونکه دنیا را ندارد اعتباری
دلی دارم باگریه دمساز دلی با های های شب هم آواز
دلی دارم که دارد مشرب عشق دلی لبریز از تاب وتب عشق
دلی اکنده از احساس وپاکی معطر از شمیم یاس پاکی
دلی که اجتناب از کینه دارد ضمیر صاف چون اینه دارد
دلی آبی تر از امواج دریا دلی روشنتر از خورشید فردا
شدم با کاروان عشق همراه عطش می بارد از تاب تبم آه
مرادر عطر آویشن رها کن دلم را باچکاوک آشنا کن
شبی در بزم جان هم نوش من باش چراغ کلبه خاموش من باش
بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم چون همه چيزم تويی
نمي خوام كه خوابت رو ببينم چون تو خيلي خوش تر از خوابي
اگه يه روز چشمات پر اشک شد ودنبال یه شونه بودی تا گریه کنی صدام کن
قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم
اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني صدام كن قول ميدم ساكت بمونم
اگه دنبال خرابي مي گشتي تا نفرت رو در اون دفن كني صدام كن قلبم تنها خرابه وجود توست
اگه يه روز صدات كردم كه بهت نياز دارم نگو كجايي فقط يه لحظه چشماتو ببند و بهم فكر كن
سلام فرحناز جونم
امروز میخوام چند کلمه ای برات بنویسم
ببین فرحناز من چطوری بهت بگم دوست دارم به خدا به جان خودم جون عزیزترین کسم قسم میخورم که دوست دارم حاظرم به خاطرت دست به هر کاری بزنم فقط تو از دست من ناراحت نباشی میدونم که تا حالا نتونستم کاری برات بکنم ولی بهت قول میدم از این به بعد مطیعت باشم هر کاری بگی بکنم فقط یه بار بگی که دوست دارم این کلمه برای من خیلی با ارزشه فقط اگه از صمیم قلب باشه میدونم هر چی گفتی دوست دارم من قدر این کلمه رو ندونستم ولی دیگه نمیذارم این کلمه ی مقدس پایمال بشه
به خدا تمام اینارو از ته دلم گفتم امیدوارو پذیرا باشی
باز هم در اخر میگم که دوست دارم
درسته قدرتو ندونستم![]()
![]()
دل شکته ای تنهایم. سکوت مبهم دیوانه واری مرا دنبال میکند و انگار گلویم را میفشارند و میخواهند نیمه جانی را هم که دارم از من بگیرند.ولی بدان که من می مانم، می مانم و نمیمیرم. من تو را دوست.من تو را می خواهم.
اگر دلم شکسته،اگر تنها و ساکت هستم فقط به خاطر توست....
هر روز چشمانم به افق روشن دیدارت باز و با غبار نمناک فراق بسته میشود ولی به امید دیداری دوباره زنده میمانم تا شاید اتشی که درونم را میسوزاند با تراوت دیدارت خاموش کنی...
مطمئن باش افق ها را به نظاره مینشینم تا در یکی از انها بیایی و دیگر از پیشم نروی
وقتی که نگاهم به نگاهت خیره میشه
دوست دارم زمان بایسته واسه ی همیشه
چشمامون ببندیم بریم تا ته رویا
بریم اونجایی که هیچوقت گلی پژمرده نمیشه
هر چی غم داری از دل نازکت بگیرم
اگه اشک از چشات جاری بشه برات بمیرم
سر رو شونه هام بذاری و برات بخونم
یاد تو و اسم تو باشه ورد زبونم ... مهربونم
تقدیم به فرحناز![]()
تويي عاشقترين تنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا
تويي صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها
تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها
تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا
تويي آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه يه رويا
تويي عشق و محبت توي قلبها...........منم ديوونه مثل موج دري
ا
تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها
تويي شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقايق توي صحرا
تويي آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توي دشتها
تويي عاشقترين تنهاي دنيا.................منم خسته ترين مغموم دنيا
آنگاه که تو در کنار من هستی....... WHEN MY LOVES AWAY
شب یا روز is the day better than night?
کدامیک بهتر است؟ or is the night better than the doy?
چه بگویم how can l tell?
اما میدانم که But this l know is right
هر دو بی ارزشند Both are worth nothing
آنگاه که تو در کنارم نیستی. When my loves away
عشق،رنج را سالها بر میتابد و باز مهربان است
Love suffers long and is kind;
عشق،رشک نمیبرد love does not envy
عشق، فخر نمی فروشد love does not parade itself
اهل تظاهر نیست is not puffed up
از خشونت بیزار است does not seek its own
سود خود نمی جوید، is not provoked thinks no evil
تحریک نمی کند،بدخواه نیست؛ does not rejoice in iniquity
نه از پلشتی but rejoices in the truth
که از حقیقت شاد می شود؛ bears all things believes all things
همه چیز را تحمل می کند، همه چیز را باور دارد، hopes all things endures all things.
به همه چیز امیدوار است و همه چیز را به جان می خرد.
عشق شکست ناپذیراست. Love never fails
چشم هایم را قربانی میکنم ؛ شاید بی واسطه بیایی و دستهایت آشیانه مهر شود
میدانی ...گنجشک ها هم عاشق می شوند وگرنه هر صبح برای که بال می گشایند؟
آسمان هم باید عاشق باشد که این چنین بی مضایقه
می بارد ؛ بگذار آنقدر از تو پر شوم که دیگر جایی برای خودم نماند
گاهی وقت ها که به دلم سرک میکشم فقط تویی و تو
نمیدانم چرا این قدر برای من بزرگی و من چرا اینقدر به مهربانیت عاشقم
حرفهای تنهایی ام اگر به گوش تو نرسد چقدر بیچاره ام
راستی !اگر ستاره ها نباشند به کدام روشنی باید دل بست
همیشه باید یک چیز عزیز باشد ؛ یک حضور بزرگ یک حس خوب که همیشه به بهانه اش زنده ای ... و من
........... ایمان دارم که
که تو همان چیز بزرگ و عزیزی و
از هوای بودن توست که نفس میکشم
گفته بودم گر بيايي غم دل با تو بگويم چه بگويم که غم از دل برود چون توبيايي![]()
به۷۰۰ زبان پیش به ۶۰۰ نفر مطرح کردم و ۵۰۰ نفر از آنها ۴۰۰ جمله را
به ۳۰۰ زبان در ۲۰۰ برگ سفید به ترجمه در آوردند و ۱۰۰ مرتبه برای تو
در ۹۰ روز ، روزی ۸۰ دقیقه تکرار کردم . و ۷۰ جمله را ۶۰ بار در ۵۰ روز ،
روزی ۴۰ مرتبه برای خودت تکرار کردی ۳۰ تای آن را آموختی و سپس از
۲۰ روز ، روزی ۱۰ بار از تو ۹ سوال ۸ مرتبه و به ۷ سوال من ۶ جواب را
در فاصله ۵ دقیقه به من دادی ۴ مرتبه تو را به ۳ معمای عشق دعوت کردم
و ۲ خواهش کردم تا فقط یک بار بگوئی :
(( دوستت دارم ))
گـــــفتی که چرا محو تماشای منی
چــنــان کــه یک مـژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که از دست نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی ![]()
![]()
![]()
![]()
اسمتو گذاشتم دریا ترسیدم خشک بشی
اسمتو گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی
اسمتو گذاشتم جونم ، که هر وقت ، تو ، خدایی نکرده چیزیت شد ، من بمیرم ...
eshgh nemiporse ke to ki hasti ?,eshgh faghat mige to male man hasti...Eshgh nemiporse ke ahle kojai?,faghat mige too ghalbe man zendegi mikoni...Eshgh nemiporse ke chikar mikoni?,faghat mige baes mishi ghalbe man be zaraban biyofte...Eshg nemiporse chera door hasti?,faghat mige hamishe ba mani...Eshgh nemiporse ke doostam dari?,faghat mige DOOSTET DARAM
Un Roza Ke l3ody l3a lvlan Ahdo Pymano Shekasty lvlano Tanha Ja Gozashty Del l3e Ye Gharibe l3asty......... lvlan l3arat l3aziche l3odam To Ye In Doroze Donya.... Naghshy lvlesle Yek Arosak Vali Tanha Khaily Tanha............. Dige lvlan Doset Nadaram To l3oro Az Rozegaram To Nakhand l3e Geryeye lvlan lvlan l3e To Shoghi Nadaram Dige lvlan Chizi Nadaram Ke l3e Pishe To l3ebazam l-lar Chi l3od Sokhtamo l3akhtam Dige lvlan Chi Ro l3esazam l3araye In Ghalbe Tanha Az To Sad Khatere lvlonde Gerye l-latam Ye Doroghe..... To l3edon Daste To Khonde Dele lvlan Daste To Khonde S.T.A
age 1 rooz behet goftand 1000 nafar doostet dare bedoon avalish manam age 1 rooz behet goftand 100 nafar doostet dare bedoon avalish manam age 1 rooz behet goftand 10 nafar doostet dare bedoon avalish manam age 1 rooz behet goftand 1 nafar doostet dare bedoon avalish manam age 1 rooz behet goftand kasi doostet nadare bedoon man mordam
بر دل من گرد غم پاشيد و رفت بر دل گريان من خنديد و رفت پيچک ديوار قلبم بود وليک روي ديوار قلبم خشکيد و رفت ديده ي گريان من گفتش مرو التماس ديده ام نشنيد و رفت انتهاي باغ هنگام وداع يک سبد ياس و شقايق چيد و رفت قامتش را چشم من تعقيب کرد از خيابان وفا پيچيد و رفت بلبلي در گوش من ناليد و خواند اه اينک فصل گل کوچيد و رفت رفتنش را باورم رد ميکند بر خيال باورم خندید و رفت![]()
کسی مرا به آفتاب ، معرفی نخواهد کرد کسی مرا به ميهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست و عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هايی که غرق ابهامند نه، صدای فاصله هايی که مثل نقره تميزند ... در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست می دارم ... در فراسوی مرزهای تنم تو را دوست دارم در آن دور دست بعيد که رسالت اندامها پايان می پذيرد ... بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شبی را بی تو سر کردن چه سخته غمين تنها سفر کردن چه سخته در اين ظلمت سرا در وادی شب ز ياد تو حذر کردن چه سخته در اين محبس در اين زندان دلگير شب و روزم هدر کردن چه سخته ز رويا های زيبای گذشته زمانی دل به در کردن چه سخته
چگونه بگويم چگونه فرياد كنم اندوه سال هاي نبودنت را آنقدر از من دوري كه براي رسيدن تقويم قد نمي دهد اما برايت مي نويسم از ته مانده غرورم ودل تهي و چشمهاي منتظر و دردي كه با ديدنت تسكين مي يابد از همه وهمه كه نشان نبودنت را ميدهد اما تمام نامه ها را به آدرسي كه ندارم پست خواهم كرد
مي نويسم از سر عشق و جنون // تا که شايد اين دلم گردد به خون // يا که از سينه برون آيد دلم // يا سر رسواييم آيد برون // يا بر آرم تيشه اي آيم که فرهادي شوم // يا زنم سر در بيابان همچو مجنوني شوم // يا که از عشم چو فرهاد آن تبر بر سر زنم // يا چو مجنون در بياباني ز عشق پرپر زنم
انتظار
واژه غريبي است واژه اي که روزها و شايد هم ماههاست که با آن خوي گرفته ايم و چه سخت است انتظار . هرصبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداهاي من يک لحظه طول ميکشه تا از يکي خوشت بياد يک دقيقه طول ميکشه تا يکيو بپيچوني يک ساعت طول ميکشه تا يکي و دوست داشته باشي يک روز طول ميکشه تا دلت براي يکي تنگ بشه يک هفته طول ميکشه تا به يکي عادت بکني و حتي کمتر از يک ماه طول ميکشه تا عاشق کسي بشي اما .................... يک عمر طول ميکشه تا فراموشش بکني
وقتي با تو هستم بزرگترين دشمنم "زمان" است حس تنفر شديدي نسبت به هم داريم وقتي پيشم بودي از زمان خواستم توقف كند اما قدم هايش را تندتر كرد وقتي پيشم نبودي به او التماس ميكردم كه سريعتر بگذرد اما لج ميكرد و مي ايستاد و با تمسخر به من ميخنديد.. ..ولی خوشحالم از این که بیشتر لحظه هام با تو پر میشه بخصوص این که من تو تو صحنه شطرنج زندگی هستم بگذارید قصه شطرنجمونو بگم قصه اي هست كه بود, يكي بود يكي نبود, صفحه شطرنجي, زير گنبد كبود; مهره ها همه به جا , هم سفيد و هم سياه , رنگ تو رنگ غرور, رنگ من رنگ وفا; چشم تو منو گرفت, بازي آغاز گرفت, مهره هامو قلبت , هي به بازي ميگرفت; بارها كيش شدم, مات چشمات شدم, صفحه ام خالي نبود, شاه تنهات شدم; عاشقت غافل بود, بازي ات كامل بود, مهره هايت بسياه, مهره من دل بود; هركسي گفت به من, بازي ات را هم بزن, او چو دلدار تو نيست, دل به دريا پس مزن; باز عاشق موندم, با همين دل موندم, اين كه دست من نبود, گارد عشقت موندم; شايد آماس دهي, تو به من پاس دهي, دلتو بدي به من, تو هم عاشق بشوي; اگه كيشم نكني, نگاه پيشم نكني, مات اخمات ميشم, كاش بازي نكني; من كه بازي ميكنم, ميدونم ميبازم, ميدونم خواهم مرد, اگه بازي نكنم; ميبري باز از من, بازي را تو هم بزن, بي تو من ...
-------------------- ------------------------------------ ------------------------------------------- ----------------------------------------------------------------------- ----------------------------------------------------------------------
|
|
|
Born on:
September 25, 1997
|