+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط آراز
|
هر کاری که می کنم به خاطر توست
و هر چه که دارم تو به من داده ای
تمامی حرفهایت لبریز از عشق است
و تنها پناهگاه من آغوش توست
تمام آرزوهایم
و همه چیز در گذشته و آینده ام برای توست
تمام آن چیزهایی که دوستشان دارم
بتو ختم می شوند
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط آراز
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 11:54 قبل از ظهر توسط آراز
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 7:34 بعد از ظهر توسط آراز
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط آراز
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 3:4 بعد از ظهر توسط آراز
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 2:58 بعد از ظهر توسط آراز
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 1:18 بعد از ظهر توسط آراز
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 2:29 بعد از ظهر توسط آراز
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 2:27 بعد از ظهر توسط آراز
|
گه قرار باشه ظرف24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خطهاي تلفن/تالارهاي گفتگو و ايميلها اشغال ميشه... همه جا پر ميشه از(( اينكه رنجوندمت پشيمونم منو ببخش)) يا تو را(( عاشقانه ميپرستم)) يا ((مراقب خودت باش)) اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره ((هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم)) پس عشق و محبت را تقديم انكه دوستش داريم كنيم شايد كه ديگر فردايي نباشد 
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط آراز
|
وقتشه که بهت بگم چه دردايي رو کشيدم اما بدون توي دلت سادگيا رو نديدم وقتي که تو گفتي بمون کنار اين دل غريب من از خودم نپرسيدم محبت يا يه فريب حالا که جايي نداري تو شهر اون شاپرکا ديگه که عشقو نمي خوان ازت همون قاصدکا قاصدکايي که خودت يه روز صدا کردي بيان اما حالا نمي دوني کجا مي رن پيش کيان دلم ميخواد بدوني که واسم همون ستارمي دلم مي خواد بدوني که تويي همون بهارمي.......
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط آراز
|
هر روز كه از عمر مي گذره عشقم به تو بيشتر ميشه باور كن كه ديوونتم ديوونه مثل هميشه فقط تو پاره تني به حرمت اشكم قسم بي تو ميون عالمي غريبم ويه بي كسم سكوت خسته ام وببين ببين بي تو چه كم شدم همسايه سقوطم وتنها رفيق غم شدم صحبت راه دور كه نيست بحث دو پاي خستمه شاكي غصه نيستم نقل دل شكستمه لپ كلام اي با وفا بي چك و چونه چاكرمواسه فداي تو شدن من كه هميشه حاظرم دوست داشتنت مقدسه واسه همين دوستت دارم شيرين ترين عبادتي اميد روز آخرم 
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 2:2 بعد از ظهر توسط آراز
|